میراث کاغذی

سلام. دوست دارم زودتر امتحانات و کنکور تموم بشه. بعد برم توی کتاب قصهها. همون کتابایی که به تو چیزی رو میدن که هیچ چیزی نمیتونه بهت بده... زندگی کردن یه دنیای جدید. یه آدم جدید. یه افکار جدید. نویسنده افکار خودش و شخصیت های کتابش به شما هدیه میده. البته شاید فکر کنید هدیه نیست و پولی براش پرداخت شده! خب حق با شماست ولی بیشتر کسانی که من میخوام کتابهاشون رو بخونم، خیلی وقته که با این دنیا و مادیاتش وداع کردن. پس یه نوع هدیه برای نسل ما حساب میشه. من درباره نویسندههایی خوندم که اسکناسهای سبز رنگ، سکههای نقرهای رنگ و طلایی رنگ تأثیر برای نوشتن توی زندگیشون نداشته. نویسندگانی آمدند تا چیزی به ما یاد بدهند؛ چیزهایی که کسی به آنها یاد نداد. حالا حیف نیست که به راحتی از کنارشون رد بشم و کتاب نخونم؟
یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ | 18:26 | دختری از خانهٔ کاغذی |