سلام.
دو روز پیش ما اتاقمون عوض کردیم و من کتاب های بابام رو از کتابخونه ام خالی کردم.
الان کتاب خونه ام میشه گفت کاملا خالیه و من میخوام با کتاب هایی که خواهم داشت پرش کنم.
خیلی براش ذوق دارم ولی خانوادم ذوقم رو کور میکنن.
بابام خودش کتاب دوسته نمیدونم چرا زورش میاد من رد دو دقیقه ببره کتاب فروشی برگرده. تنبل خان یا مامانم خییییلی خسیسه پول نمیده.
البته قربونشونم برم من که توقعی ندارم.
یه کار پیدا کردم تا با پولش کتاب بخرم.
یه کار تو خونه ای که هر موقع وقت داشته باشم میرم سراغش. مهم نیست چقدر پول میگیرم بالاخره 200تومانی میشه که برای خود خودمه و پول 2تا کتاب 150 صفحهای میشه که یا یه کتاب 200و خوردهای و تازه میشه پساندازش کنم و یه کتاب 500 صفحه ای بگیرم.
فقط این کار چند تا ایراد داره اینکه حقوقم رو باید مامان بابام بهم بدن😒بعد مامان خانم میره خرجش میکنه میگه برای خودت خرجش کردم😐به هر حال من یکی دیگه کوتاه نمیام گفته باشم، پول منه براش کار کردم.
شاید سوال پیش بیاد کار چی؟ یه سایته مرتبط با کار بابامه و من اونجا کار میکنم.
اگه بهم درست و حسابی حقوق ندادن شاید رفتم سراغ ادمینی که متاسفانه نمیدونم باید چیکار کنم و با اینستا هم قهرم چون دوست بدیه فکرش رو بکن هر دفعه من رو معتاد خودش میکنه، کل تایم روزم رو از دست میدم.
یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳ | 12:52 | دختری از خانهٔ کاغذی
|