فصل داغ
کمی برای خوشامد گویی من به زمستان دیر شده.
به هر حال من اینجام تا به زمستان خوشامد بگم.
🐺👩🏻🦰👑.Winter is here
سرمای دی خیلی زود فراگیر شد.
سرمای زمستون شبیه جادو میمونه.
تا مغز و استخوان بدون اینکه بفهمی رخنه میکنه و از اثراتش هم عین خرس خوابیدنه.
برای من میل شدید به آب هم هست که طبیعتاً باید توی تابستون به وجود میاومد.
شاعرا معمولاً جادوب زمستون رو با سختیها و رنجها مُهر کردن.
از زیباترین جادوی زمستون نگذریم:《برف》
که همه چیز رنگ لباس عروس میکنه.
راستی چرا برف فقط باید سفید باشه؟
ولی بنظرم زمستون فصل آزمونهای درست مثل امتحانهای مدرسه.
یه امتحان ناعادلانه ولی من معتقدم توی این امتحان کسی که واقعاً لایقِ پیروز میشه.
زمستون بیشتر از هر فصلی بو داره، بوی داغ!
بوی پوست پرتغال سوخته، بوی پیاز داغ آش بوی خود آش داغ اصلاً بوی غذای داغ.
لبو بدم! لبوی داغ دارم!
بخاری داغه! جیزهِ بچه!
اگر چه توی وضعیتی زندگی میکنیم که مردم نمیتونن زیاد به این دلخوشی های تکیه کنن.
تو این زمستونی براشون آرزو میکنم که الهی این زمستون تاریک دلشون هم بگذره و هر جا که پا میذارن دلشون یا بهاری باشه یا مثل زمستون لباس عروس تنش باشه.